مطالب آموزشي - مارکتینگ و فروش

در رفتار سازماني مشكلي وجود دارد كه به نظرم سهل ممتنع است. يعني چه؟ گاهي وقتها افراد كارهائي ميكنند كه ما به عنوان ناظر، فكر ميكنم كه هر آدم كم عقلي هم ميدانست كه اين كار غلط است، پس فلاني چرا ...؟ اشكال اين است كه ما از دريچه چشم خودمان و با شاخصه هاي رفتاري خودمان داريم در مورد عملكرد ديگري قضاوت ميكنيم و اين غلط است.


سوال اول ميپرسد كه "تصميم چقدر مهم است؟"

High D ها اصلاً اگر تصميم را مهم نيابند، وارد آن نميشوند. پس هميشه جواب آنها يا بلي است، يا تصميم را ارجاع ميدهند به زيردستانشان.
High I ها اگر تصميم مربوط به افراد و همكاران باشد، مثلاً قطع اضافه كار و ...، آن را مهم ميدانند، ‌وگرنه  آن را خيلي مهم ارزيابي نميكنند.
High S ها اگر تصميم مربوط به تغيير باشد، آن را مهم مي يابند، وگرنه هر مسئله اي را تحليل ميكنند و بعد اهميت آن را اعلام ميكنند، آنهم اگر از ايشان بخواهيد و اصرار كنيد!
High C ها مدارك و مستندات را بررسي ميكنند و بر اساس مقدار و كيفيت مدارك و شواهد، اهميت تصميم را ارزيابي ميكنند.


از همين مثال ساده معلوم ميشود كه پاسخ سوال اول،‌كاملاً بستگي به شاخصه هاي رفتاري فردي كه بايد به اين پرسشها جواب دهد، وابسته است.
حالا جالب تر بحثي است كه در اين ميانه بين افراد در ميگيرد.
فرض كنيد موضوع تصميم گيري در مورد قطع يا محدود نمودن اضافه كاري افراد است.

High D ميگويد كه سود ما كم شده، بايد هزينه ها را كم كنيم تا بتوانيم سر پا بمانيم، High I ميگويد: ميدانيد اين تصميم چه اثري بر وجهه ما در بين همكاران دارد؟ لطفا نام مرا در ليست كساني كه اين تصميم را گرفته اند، قرار ندهيد! بهتر است كاركنان را قبلاً در جريان قرار دهيم. High Sميگويد، مگر اثر اضافه كاري چقدر است؟ همكاران روي رقمهاي اضافه كاري شان حساب كرده اند، تغيير آن بايد آرام آرام انجام شود. روند زندگي همه به هم خواهد ريخت. High C ميگويد بايد از حسابداري بخواهيم كه ريز اضافه كاريها را در مقابل سهم اضافه كاري از كل هزينه هاي يك ماه را به ما بدهد. تا مطمئن شويم اين بهترين محل براي كم كردن هزينه هاست. اگر بهترين محل بود، راضي كردن همكاران و ... كار سختي نيست. وقتي دليل و مدرك داشته باشيم،‌كسي نميتواند منطق را قبول نكند، همكاران ما افراد فهيمي هستند، البته چند استثنا هم داريم (احتمالاً بهچند نمونه از High I ها و High D ها اشاره ميكند، اما بعيد است از آنها اسمي ببرد!)

خوب حالا ببينيد چطور ممكن است اين گروه بتوانند يك پاسخ در جواب آن سوالات 7 گانه بدهند؟
پس چاره چيست؟ چاره اين است كه از شاخصه هاي رفتاري مديران سازمان يك پروفايل داشته باشيم. اين افراد بايد شهامت و درك اين را داشته باشند كه در مورد پروفايلشان و عواقب آن با همكارانشان (هم رده ها) صحبت كنند و سعي كنند ياد بگيرند كه ديدگاه ديگران را هم در نظر داشته باشند. در غير اين صورت، هر كس ساز خودش را ميزند و اين سازمان است كه از بي تصميمي يا تصميم هاي غلط متضرر ميشود.

 

 

پخش مويرگي، توزيع مويرگي، مديريت فروش، ويزيتور، آموزش، مذاكره، مشاوره، فروشندگي حرفه‌اي، برند , Brand, Marketing, Sales, Management, Market, Manager, Success, Distribution, Brand, Advertising, Ad, Market Research , بازاريابي، فروش، مديريت، موفقيت، بازار، برند، توزيع مويرگي، تبليغات، تحقيقات بازار، حکايتهاي مديريتي، مدير موفق، شرکت موفق، اصول مذاکره، مديريت فردا، برندينگ، برند ، نشان تجاري، علامت تجاري، نام تجاري، برند، Brand، مجتبي شفاعي، دكترا، بازرگاني، مديريت، www.ModiriateFarda.IR، پخش مويرگي، توزيع مويرگي، مديريت فروش، ويزيتور، آموزش، مذاكره، مشاوره، فروشندگي حرفه‌اي، برند, Brand, Marketing, Sales, Management, Market, Manager, Success, Distribution, Brand, Advertising, Ad, Market Research, بازاريابي، فروش، مديريت، موفقيت، بازار، برند، توزيع مويرگي، تبليغات، تحقيقات بازار، حکايتهاي مديريتي، مدير موفق، شرکت موفق، اصول مذاکره، مديريت فردا، برندينگ، برند ، نشان تجاري، علامت تجاري، نام تجاري، برند، Brand، مجتبي شفاعي، دكترا، بازرگاني، مديريت، www.ModiriateFarda.IR، پخش مويرگي، توزيع مويرگي، مديريت فروش، ويزيتور، آموزش، مذاكره، مشاوره، فروشندگي حرفه‌اي، برند, Brand, Marketing, Sales, Management, Market, Manager, Success, Distribution, Brand, Advertising, Ad, Market Research, بازاريابي، فروش، مديريت، موفقيت، بازار، برند، توزيع مويرگي، تبليغات، تحقيقات بازار، حکايتهاي مديريتي، مدير موفق، شرکت موفق، اصول مذاکره، مديريت فردا، برندينگ، برند ، نشان تجاري، علامت تجاري، نام تجاري، برند، Brand، مجتبي شفاعي، دكترا، بازرگاني، مديريت، www.ModiriateFarda.IR، مشاوره، بازرگاني خارجي، واردات ، صادرات، مديريت فرداي ايرانيان، گمرك، حمل و نقل، تحريم، دورزدن تحريم، قرارداد خارجي، تجارت