نکات مفيد و خواندني - اصول مديريت

در مديريت شيوه اي داريم كه علما به آن Managing by example ميگويند. يعني مدير با رفتارش، با كارهايش، يك الگو ميشود براي همكارانش و بدون آنكه بگويد، ميگويد. اين يك هنر است كه همه ندارند و البته هميشه هم كاربرد ندارد.


گاهي، يا شايد خيلي وقتها اتفاق مي افتد كه ما فكر ميكنيم (دقت كنيد، فكر ميكنيم) مسئول كاري،‌كارش را درست انجام نميدهد. سعي ميكنيم بر اساس معيارهاي خودمان، آن كار را درست انجام دهيم تا او ياد بگيرد و بقيه هم حساب كار خودشان را بكنند.

اين درست نقطه مرگ تيم و توقف پروژه است. فرد مورد بحث بي انگيزه ميشود و بقيه هم سر در گم،‌كه اين فرد مدير است يا لاستيك زاپاس كه به جاي همه كار ميكند؟ يا مبصر؟ خلاصه ديگر او مدير نخواهد شد، الا به سختي.

یک نفر ميگفت، من و پدرم هروقت ميخواهيم يك پيچ را كه در محل مرتفعي است، سفت كنيم، اول او با پيچ گوشتي روي نردبان ميرود و من نردبان را نگه ميدارم. اما نميتوانم ساكت بمانم، دائم به او "راهنمائي" ميكنم. تا بالاخره ميگويم، بيا پائين، پيچ گوشني را بده به من تا من سفت كنم. جايمان عوض ميشود، حالا اوست كه آرام نميگيرد و اين داستان صدبار تكرار ميشود و راندمان هم در حد صفر است.

راستي وقتي كس ديگري راننده است و دنده عقب ميرود، شما هم به عقب نگاه ميكنيد؟ به او هشدار ميدهيد؟

اين مثال خيلي واقعي است. فكر كنيد كه تا كنون چند بار اين كار را كرده ايد؟ مدير پروژه اي كه درگير انجام كار يك همكار شده، واقعاً خدمت كرده است؟ به نظرم او ضرر جبران ناپذيري به پروژه زده چون منابع پروژه (خودش) را در جاي نامناسبي مصرف كرده. او ميتوانست به جاي اينكار، مشكلش را در زمينه راندمانها، با دليل و مدرك به همكارش ارائه كند و از او توضيح يا اصلاح بخواهد.

راستش من فكر ميكنم اين مسئله كمي در فرهنگ ما رفته است. مثال خيلي خوبي كه يكي از دوستان كه متاسفانه فراموش كرده ام، داشت اين بود: "روحيه كار تيمي زماني در من مرد و از بين رفت كه پدرم گفت مهم نيست تيم شما چند گل زده، تو چند گل زدي؟"

ما فكر ميكنيم نگه داشتن نردبان مهم نيست، پيچ گوشتي را چرخاندن مهم است.

ما بايد در كار مديريتي بدانيم كه ما قرار نيست در تمام كارها بهتر از تمام همكارانمان باشيم. اين طرز فكر خيلي قديمي است، شايد مربوط به سده هاي قبل، امروز ما بايد بدانيم كه چي كجاست؟ و چه چيزهائي، به درد چه جاهائي ميخورند.

اين ورود مديران به ريزه كاريها، يك اشكال ديگر هم دارد، آن هم اين است كه اعتماد به نفس كاركنان از بين ميرود و آهسته آهسته اينطور به آنها، به خصوص جوانها، شايد فرزندانمان، اينطور القا ميشود كه من هرگز به او نميرسم، پس من موجودي به درد نخورم!!

آري مدیران، بايد مراقب خيلي چيزها باشند. اما از ديدگاه رفتار سازماني، High S ها خيلي به حركات و عملكرد شما فكر ميكنند.  اين دسته از آدمها، ممكن است ببخشند، اما فراموش نميكنند. بنابراين آنها حركات شما را ثبت و ضبط ميكنند و خوبها را براي خود الگو ميكنند و براي بدها، هرگز شما را نميبخشند.

High I ها چون دوست دارند كه دوست داشته شوند، هر كار شما را كه موجب افزايش محبوبيت بدانند، تكرار ميكنند و ميآموزند. پس ميتوانيد به آنها نشان دهيد كه چطور با خوب كاركردن محبوب ميشوند و با كم كاري محبوبيت را از دست ميدهند.

مديران الگو، ميتوانند اثرات بزرگي در سازمانها داشته باشند، خوب است آنها را بشناسيد و از آنها به عنوان سفيران فرهنگ سازماني استفاده كنيد. مديريت با الگو، يك شاخصه رفتاري است.

 

 

 

پخش مويرگي، توزيع مويرگي، مديريت فروش، ويزيتور، آموزش، مذاكره، مشاوره، فروشندگي حرفه‌اي، برند , Brand, Marketing, Sales, Management, Market, Manager, Success, Distribution, Brand, Advertising, Ad, Market Research , بازاريابي، فروش، مديريت، موفقيت، بازار، برند، توزيع مويرگي، تبليغات، تحقيقات بازار، حکايتهاي مديريتي، مدير موفق، شرکت موفق، اصول مذاکره، مديريت فردا، برندينگ، برند ، نشان تجاري، علامت تجاري، نام تجاري، برند، Brand، مجتبي شفاعي، دكترا، بازرگاني، مديريت، www.ModiriateFarda.IR، پخش مويرگي، توزيع مويرگي، مديريت فروش، ويزيتور، آموزش، مذاكره، مشاوره، فروشندگي حرفه‌اي، برند, Brand, Marketing, Sales, Management, Market, Manager, Success, Distribution, Brand, Advertising, Ad, Market Research, بازاريابي، فروش، مديريت، موفقيت، بازار، برند، توزيع مويرگي، تبليغات، تحقيقات بازار، حکايتهاي مديريتي، مدير موفق، شرکت موفق، اصول مذاکره، مديريت فردا، برندينگ، برند ، نشان تجاري، علامت تجاري، نام تجاري، برند، Brand، مجتبي شفاعي، دكترا، بازرگاني، مديريت، www.ModiriateFarda.IR، پخش مويرگي، توزيع مويرگي، مديريت فروش، ويزيتور، آموزش، مذاكره، مشاوره، فروشندگي حرفه‌اي، برند, Brand, Marketing, Sales, Management, Market, Manager, Success, Distribution, Brand, Advertising, Ad, Market Research, بازاريابي، فروش، مديريت، موفقيت، بازار، برند، توزيع مويرگي، تبليغات، تحقيقات بازار، حکايتهاي مديريتي، مدير موفق، شرکت موفق، اصول مذاکره، مديريت فردا، برندينگ، برند ، نشان تجاري، علامت تجاري، نام تجاري، برند، Brand، مجتبي شفاعي، دكترا، بازرگاني، مديريت، www.ModiriateFarda.IR، مشاوره، بازرگاني خارجي، واردات ، صادرات، مديريت فرداي ايرانيان، گمرك، حمل و نقل، تحريم، دورزدن تحريم، قرارداد خارجي، تجارت