میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

هیچ جامعه شناسی با این اصل مخالف نیست که هر جامعه ای از طبقات مختلف تقسیم شده است اما معیارهای  آنها برای تقسیم بندی طبقات متفاوت است. کلیدی ترین معیار تقسیم بندی طبقات تقسیم طبقات بر اساس زیربنای اقتصاد و نقش افراد جامعه در این زیربنای بنیادین است.

یکی از کلاسیک ترین تقسیم بندی های غربی از طبقات چنین است: طبقه فرادست، طبقه متوسط، و طبقه فرودست. اما این تقسیم بندی توضیح نمی دهد طبقه ی فرادست که نخبگان جامعه هستند بر چه معیاری طبقه ی فرادست هستند و حداکثر ثروت جامعه در دستان آنان است و چرا طبقه ی فرودست، فرودست است و طبقه ی متوسط چه طبقه ای است.

 

برعکس، مارکسیسم به طور مشخص طبقات را بر اساس نقش آنها در شیوه ی تولید و مالکیت آنها بر ابزار تولید مشخص می کند. از نظر مارکسیسم طبقات غالب در جامعه ی سرمایه داری از این قرارند: بورژوازی( صاحبان ابزار تولید و زمین) و پرولتاریا ( کارگران یا کارمندان ساده یا متخصص ). مارکس نیز طبقه ی متوسط را همان خرده بورژوازی می داند، یعنی سرمایه داران یا مالکان کوچک که بین طبقه ی کارگر و بورژوازی که صاحبان بزرگ املاک وسیع و ابزار تولید هستند، قرار دارد. از نظر او طبقه ی متوسط یعنی خرده بورژوازی، با توجه به شرایط محیطی و امکانات فردی همواره مستعد است که به سوی طبقه ی کارگر یا بورژوازی متمایل گردد.

ماکس وبر بر تحلیل اقتصادی ماتریالیسم تاریخی مارکسیسم از طبقات خرده می گیرد و مدعی است طبقات می بایست علاوه بر نقش اقتصادی بر اساس منزلت و جایگاه اجتماعی و نظام سیاسی که عامل توزیع قدرت است تقسیم شوند. او طبقات را به سه دسته تقسیم می کند:

1- طبقه مرفه یا سرمایه دار که مالک ابزار تولید است.

2- طبقه ی تولید کننده یا مولد که در بخش های تولیدی و بازرگانی و کشاورزی حضور فعالی دارد.

3- طبقه ی کارگر و طبقه ی متوسط که در پایین ترین بخش سلسله مراتب اجتماعی قرار دارد.

ویلیام لوید وارنر( William Lloyd Warner )، جامعه شناس امریکایی در سال 1949 این تقسیم بندی را از طبقات امریکا ارائه داده است:


طبقه

اصطلاح

توصيف

فرادست رده بالا

Upper Upper-Class

Old Money

کسانی که در محیطی بسیار ثروتمند به دنیا آمده اند. مانند نجیب زاده ها و اشراف

فرادست رده پايين

Lower Upper-Class

New Money

افرادی که در طول زندگی خویش ثروتمند شده اند مانند هنرپیشه های معروف، ورزشکاران، کارگزاران یا برخی از متخصص های برجسته

متوسط رده بالا

Upper Middle-Class

متخصصان تحصیل کرده، آکادمیسین های رده بالا مانند پزشک ها، دندان پزشکان، مهندسان، قضات، بانکدارها، پروفسورها، سیاستمداران، خلبان ها، ناخداها، دانشمندان، هنرمندان، شعرا، نویسندگان، موسیقی دان ها، نظامیان و مانند اینها

متوسط رده پايين

Upper Middle-Class

کارگران رسمی وغیر یدی با داشتن تحصیلات اما نه چندان بالا : مانند پرستارها، معلمان، کارمندان، افسرهای پلیس، روحانیون، تکنسین ها و تاجرهای کوچک

فرودست رده بالا

Upper Lowe-Class

کارگران سطح پایین و کارگران یدی که طبقه ی کارگر نامیده میشوند

فرودست رده پايين

Upper Lowe-Class

بی خانمان ها و کسانی که مدت طولانی بیکار مانده اند. به این طبقه طبقه ی کارگر بسیار فقیر نیز می گویند

تقسیم بندی های طبقاتی دیگری نیز توسط آکادمیسین های امریکای انجام شده است. یکی از آخرین آنها دسته بندی دنیس گلیبرت (Dennis Gilbert) در سال 2002 از طبقات اجتماعی امریکا است:

طبقه

درصد از جمعيت

توصيف

طبقه سرمايه دار

Capitalist class

1 %

سرمايه‌داران بزرگ

طبقه متوسط رده بالا

Upper middle class

14 %

تحصیل کرده ها، مدیران عالی رتبه در حوزه ی بروکراسی که بخشی از طبقه ی سرمایه دار را نیز شامل می شوند

طبقه متوسط

Middle class

30 %

کسانی که مهارت و تخصص کافی برای کارهای مختلف را دارند. بخشی از آنها کارگران و کارمند دفتری هستند اما بخش عظیم آن کارگران یدی هستند. میانگین درآمد سالانه آنها در 2005 بین 27500 تا 52500 دلار بوده است

طبقه كارگر

Working Class

30 %

کسانی هستند که مهارت و تخصص کمتری نسبت به طبقه ی متوسط دارند.ساعات کاری زیادی دارند ، هم کار یدی می کنند و هم کار دفتری و نسبتا از امنیت کاری برخوردارند و با دستمزدشان می توانند حداقل استاندارهای یک زندگی معمولی را داشته باشند. درآمد سالانه ی آنها در 2005 بین 10000 تا 27500 دلار بوده است

طبقه كارگران فقير

Working Poor Class

13 %

کسانی که در کارهای رده پایین و کم دستمزد یدی به کار مشغول اند در کارهای خدماتی، اپراتوری و از این قبیل. درآمد آنها بسیار پایین تر از استاندارد زندگی عادی است

طبقه فروسدت

Under Class

12%

کسانی که یا از بازار کار رانده شده اند، بیکار شده اند یا جزو خیل عظیم بیکاران در جستجوی کار هستند

يكي ديگر از روشهاي دسته‌بندي كه بسيار در زمينه بخش‌بندي‌بازار (Segmentation) استفاده‌ مي‌شود تقسيم‌بندي كلاسهاي اجتماعي بصورت زير است:

دهكهاي درآمدي جامعه

10

9

8

7

6

5

4

3

2

1

سطوح اجتماعي

عالي

خوب

متوسط به بالا

متوسط به پايين

ضعيف

خيلي ضعيف

A

B

C1

C2

D

E

5

15%

20%

20%

30%

10%

بر اين اساس دهكهاي درآمدي جامعه كه از سطح كمترين درآمد به بيشترين درآمد (دهك اول به دهك دهم) بوده و در هر دهك، يك دهم جمعيت قرار مي‌گيرد با تعريف سطوح اجتماعي A تا E معرفي مي‌شوند كه در آن سطح اجتماعي A بيشترين درآمد را داشته و سطح اجتماعيE بسيار فقير مي‌باشند.

روش ديگري نيز براي نامگذاري سطوح اجتماعي استفاده مي‌شود كه بصورت زير مي‌باشد:

دهكهاي درآمدي جامعه

10

9

8

7

6

5

4

3

2

1

سطوح اجتماعي

بسيار عالي

عالي

خوب

متوسط

ضعيف

خيلي ضعيف

A+

A

B1

B2

C

D

5

15%

20%

20%

30%

10%

بايد به ياد داشته باشيم براي ايجاد زبان مشترك با محاطب، از هر يك از روشها كه استفاده مي‌شود مي‌بايست در طرح بازاريابي (Marketing Plan) روش آن را توصيف نماييم.

Marketing, Sales, Management, Market, Manager, Success, Dich, بازاريابي، فروش، مديريت، موفقيت، بازار، برند، توزيع مويرگي، تبليغات، تحقيقات بازار، حکايتهاي مديريتي، www.modiriateFarda.ir ، مدير موفق، شرکت موفق، اصول مذاکره، مديريت فردا، برندينگ، برند ، نشان تجاري، علامت تجاري، نام تجاري، برند، Brand، مديريت فرداMarketing, Sales, Management, Market, Manager, Success, Distribution, Brand, Advertising, Ad, Market Research, بازاريابي، فروش، مديريت، موفقيت، بازار، برند،www.modiriateFarda.ir ، توزيع مويرگي، تبليغات، تحقيقات بازار، حکايتهاي مديريتي، مدير موفق، شرکت موفق، اصول مذاکره، مديريت فردا، برندينگ، برند ، نشان تجاري، علامت تجاري، نام تجاري، برند، Brand، مديريت فرداMarketing, Sales, Management, Market, Manager, Success, Distribution, Brand, Advertising, Ad, Market Research, بازاريابي، فروش، مديريت، موفقيت، بازار، برند، Brand