هوش کسب و کار ( Business Intelligence) یا هوش تجاری، مجموعه‌ای از نظریات، روش‌ها، فرایندها، معماری‌ها و فناوری‌هایی است که برای تبدیل داده خام به اطلاعات مفید و معنادار استفاده می‌شود.

هوش کسب و کار مقادیر بزرگی از اطلاعات را برای شناسایی و توسعه فرصت‌های جدید بکار می‌گیرد. بهره بردن از فرصت‌های جدید و اعمال یک استراتژی اثربخش می‌تواند مزیت بازار رقابتی و پایداری بلندمدت به ارمغان بیاورد.

 

کاربردی های BI

هوش کسب و کار می‌تواند در مقاصد کسب و کاری ذیل بکار برود تا در کسب و کار منجر به تحقق ارزش بشود:

  1. اندازه‌گیری برنامه‌ای : که سلسله مراتبی از شاخص‌های عملکرد و محک زنی (مدل مرجع شاخص‌ها) ایجاد می‌کند که راهبران کسب و کار در جریان اطلاعات پیشرفت به سوی اهداف کسب و کار قرار می‌دهد (مدیریت فرایند کسب و کار).

  2. تحلیل برنامه‌ای : که فرایندهای کمی برای کسب و کار ایجاد می‌کند که بتواند به شناخت تصمیمات بهینه دست بیابد و به اکتشاف دانش کسب و کار بپردازد. برنامه‌های این گروه شامل موارد زیر می‌شوند: داده‌کاوی، فرایندکاوی، تحلیل آماری، تحلیل پیشنگرانه، مدل‌سازی پیشنگرانه، مدل‌سازی فرایندهای کسب و کار، پردازش وقایع پیچیده تعاملی و تحلیل تجویزی

  3. گزارش‌دهی/گزارش‌دهی سازمانی : برنامه‌هایی که زیرساخت‌های لازم برای گزارش‌دهی استراتژیک را در خدمت به مدیریت استراتژیک کسب و کار انجام می‌دهند که با گزارش‌دهی عملیاتی متفاوت است. این نوع گزارش‌ها شامل مصورسازی داده، سامانه اطلاعات مدیریتی و پردازش تحلیلی برخط (Online analytical processing) می‌شوند.

  4. تعامل/ سکوی تعامل : برنامه‌هایی که از طریق به اشتراک گذاری داده و تبادل اطلاعات الکترونیکی، مناطق مختلف (داخل یا بیرون از کسب و کار) را برای انجام کار کنار یکدیگر می‌آورد.

  5. مدیریت دانش : برنامه‌هایی که از طریق استراتژی‌ها و اقداماتشان برای شناخت، خلق، بازنمایی، توزیع و قادر ساختن سازمان به درک بینشها و تجربه‌هایی که دانش واقعی کسب و کار هستند سازمان‌ها را تبدیل به شرکت‌هایی داده پیشران می‌سازند. مدیریت دانش به مدیریت یادگیرند و انطباق تنظیمی منجر می‌شود.