نکات مفيد و خواندني - رموز موفقيت

غذا، فضا، عزا…اگر این کلمات در ۱/۳۰ ثانیه جلوی چشم شما رژه بروند کدامیک را قادر خواهید بود که تشخیص دهید؟ حالا اگر خیلی خیلی گرسنه باشید چه؟

 

احتمالاً جواب غذا خواهد بود. همان طور که Cass Sunstein در New York Review of Books گزارش می‌دهد، این آزمایش واقعاً انجام شده است: محققان از افراد خواستند تا به صفحه‌ای نگاه کنند که کلماتی روی آن روشن و خاموش می‌شدند. تمامی افراد ۳ ساعت قبل از آزمایش به محل آورده شده بودند و به برخی از آن‌ها ناهار داده شده بود ولی باقی افراد چیزی نخورده بودند. و وقتی آن‌ها این تست تشخیص کلمات را انجام دادند، افراد گرسنه در تشخیص کلمات مربوط به خوردنی‌ها بسیار خوب عمل کردند.

 

Sunstein ادامه می‌دهد:

نکته مهم این بود که آن‌ها کلمه غذا را ناخودآگاه می‌دیدند و نه از روی عمد و با قصد قبلی. حرکت کلمات سریع‌تر از آن بود که اجازه هر نوع کنترل خودآگاه را به آن‌ها در این کار بدهد. (برای افراد تشنه نیز این تست با کلماتی مثل آب به همین نتیجه خواهد رسید.)

چیزی که اینجا وجود دارد کمیابی– این احساس که چیزی را به اندازه کافی ندارید– و تأثیر آن بر تفکرات ماست. در همین زمینه اقتصاددان دانشگاه هاروارد Sendhil Mullainathan و روانشناس دانشگاه پرینستون Eldar Shafir در کتاب کمیابی: چرا کم داشتن معانی زیادی دارد توضیح می‌دهند که آن احساس گرسنگی «تونلی ادراکی» می‌سازد که آنچه ما می‌بینیم را محدود می‌کند. درست مثل فردی که تا اسم غذا به گوشش می‌رسد از جای خود می‌پرد، کمیابی کارهای عجیبی با ما می‌کند. Sunstein می‌گوید:

افراد تنها در به یادآوردن فعل‌وانفعالات مربوط به روابط اجتماعی در یک داستان از بقیه افراد بهترند.

کودکان فقیر سایز سکه‌های پول را بیشتر از حد معمول تخمین می‌زنند.

افراد مطلقه در حضور زوج‌ها و خانواده‌ها احساس معذب بودن بیشتری می‌کنند.

Mullainathan در یک مصاحبه می‌گوید: «این قسمت کلیدی موضوع در مورد افراد تنها، افرادی که همیشه سرشان شلوغ است، افراد پول‌دار و افراد فقیر است. حالا که شما در این حالت قرار گرفته اید، رفتارتان تغییر خواهد کرد و شکل تغییر رفتارتان باعث می‌شود شما در این وضع بمانید.»

بنابراین همیشه مشغول بودن احمقانه است. همان طور که محققین گفته‌اند، داشتن این احساس که شما از کمبود زمان رنج می‌برید، قوه تصور شما را به سمت انجام همه کارها در سریع‌ترین زمان ممکن متمرکز خواهد کرد و این جایگزین فکر کردن به اهداف بلندمدت خواهد شد.

محققین اعتقاددارند افرادی که وقت سر خاراندن ندارند به سادگی پریشان و سردرگم می‌شوند و به این دلیل که برنامه آن‌ها به شدت پر است، تنها چیزی که آن‌ها می‌توانند به آن فکر کنند نوک بینی‌شان است و این منجر به تصمیمات غلطی مثل انجام چندین کار با کمترین بهره وری، غفلت از روابط کاری و غرق شدن در اینباکسشان خواهد شد.

از آنجا که هیچ‌گاه نمی‌توانیم سر خودمان را کمتر شلوغ کنیم، بیایید به چند راه برای مقابله با این وضعیت فکر کنیم:

 

همه چیز را اتوماتیک کنید.

اگر روش حساب و کتابمان را طوری تنظیم کنیم که از حساب شخصی‌مان در آخر هر هفته یا هر ماه مقداری اتوماتیک به پس انداز تبدیل شود، هیچ‌گاه آن‌قدر مشغول نخواهیم بود که نتوانیم تصمیمات بزرگ و بلندمدت بگیریم.

 

به خودتان یادآوری کنید.

وقتی به شما برای انجام کاری اعلام یادآوری شود– مثل وقت گرفتن از دکتر، پرداخت قبوض یا تمدید گواهینامه رانندگی– بیشتر احتمال دارد که شما آن کار را انجام دهید. برای نجات خودتان، از روش اگر این اتفاق افتاد پس آن کار را انجام می‌دهم استفاده کنید.

 

برنامه خود را خالی کنید.

نقطه مقابل احساس «کمبود وقت» احساس «فراوانی وقت» است که بااحساس شادمانی رابطه عمیقی دارد. ما با پس انداز کردن زمان می‌توانیم به فراوانی آن برسیم. مدیرعامل لینکدین Jeff Weiner در برنامه کاری‌اش زمانی را برای تنهایی اختصاص می‌دهد. Waren Buffett در برنامه‌اش زمانی را خالی می‌گذارد. شاید ما هم باید این کار را انجام دهیم.

 

از احساسات خود استفاده کنید.

محققین دریافته‌اند که ایجاد نوعی از احساس حیرت نیز می‌تواند باعث شود افراد احساس فراوانی وقت بیشتری کنند. آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که وقتی شما با لحظات تکان‌دهنده مواجه می‌شوید، زمان را آرام‌تر از معمول می‌توانید حس کنید. پس در زندگی خود راه را برای لحظات و اتفاقات جدید و هیجان‌انگیز باز بگذارید.