جایگاه سازی با یک محصول ، یک کالا، نوعی خدمات، یک شرکت، یک موسسه و حتی خود شما آغاز می شود. اما جایگاه سازی مفهومی نیست که روی محصول یا خدمت صورت گیرد. جایگاه سازی مجموعه فعالیتهایی است که روی ذهن مشتری فعلی یا مشتری احتمالی صورت می گیرد.

 

به عبارت صحیح تر جایگاه سازی (Positioning) را می توان مستقر کردن تصویری از محصول یا خدمت یا برند در ذهن مشتری نامید که الزاماً ارتباط مستقیمی با کیفیت محصول نخواهد داشت.

 

ما در جایگاه سازی به دنبال این هستیم که ارتباطی میان آنچه در ذهن مشتری وجود دارد با خودمان ایجاد کنیم

این بسیار خطرناک و پرهزینه است که شما بخواهید با خلاقیت یک مفهوم جدید در ذهن مشتری ایجاد کنید، یعنی تقریباً هیچ وجه نباید در جایگاه سازی بدنبال خلاقیت باشیم. اصل موفقیت در جایگاه  سازی یک موضوع ساده است، باید مانند بازیهای کودکانه رابطه میان دو تصویر را ایجاد نمود، همین!


چرا باید به این سادگی فکر کرد؟ جواب آن بسیار ساده و آسان است.

ذهن انسان امروز در یک مکانیسم دفاعی در مقابل حجم عظیمی از ارتباطات، تبلیغات، پیامها، محتوای شبکه های اجتماعی و اخبار و غیره ، با غربالگری اطلاعات دریافتی فقط آن بخشی از اطلاعات را می پذیرد که با دانسته ها و تجربیات و مفاهیم ذهنی قبلی وی همخوانی داشته باشد.

پس مشتریان امروز همگی آدمهای متعصبی هستند!

پس با این شرایط روزانه در کشور میلیاردها تومان (پول بابت تبلیغات و یا هزینه نیروی انسانی) صرف کار غلطی می شود به نام تغییر ذهنیات مشتری

حال یک توصیه ساده با شما خواهم داشت :

باید ابهام را کنار گذاشت و پیامی ساده ارائه کرد که بین موضوع مدنظر شما با یک مفهوم ذهنی موجود در ذهن مشتری ارتباط ایجاد کند. در واقع شما باید مالک یک پیام در ذهن مشتری باشید

در مطالب بعدی در خصوص حمله به ذهن مشتری صحبت خواهیم کرد